خرید بک لینک
گاهی زمان را متوقف می کنمچشم هایم را می بندمو  خیالت را در آغوش می کشم .زمان را متوقف می کنمو فکر می کنمبه نبودنتبه این لحظه های متروک نم زدهبه پنجره های خالیو این قاب های افسرده...به سان اشک می مانم هر قدر هم تلاش کنیهر قدر هم تلاش کنمدست آخرمی چکم!برگرد!بی تو نفس هایم صدا ندارد...موضوعات مرتبط: شعرهای طوفانبرچسبها: شعر , دلنوشته , پریزاد , عاشقانه , توقف

برچسب: نویسنده: نگین احمدی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 12:10

خراب اند تمام دستگیره هادستت را بردارجایی نمی رویهمین جا می مانیتو دوستم داشتیبرای همین من تمام زخم هایم را به رویت گشودممرهم زخم، زمان می خواهدموضوعات مرتبط: شعرهای طوفانبرچسبها: زخم , دلنوشته , شعر , عاشقانه

برچسب: نویسنده: نگین احمدی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 12:10


چه رنجی است لذت ها را تنها بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن !

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است .

دکتر علی شریعتی

برچسب: نویسنده: نگین احمدی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 12:10

صفحه بندی